آخرین مطالب

رمان رییس کارمند پارت 29

رمان رئیس‌کارمند

جهت دسترسی آسان به پارت اول تا اخر رمان فوق از اینجا وارد شوید

کنار اردلان ایستاده بودم خانواده آزاده نگاه بدی نسبت به من داشتند مخصوصا با چیز هایی که درباره من شنیده بودند ، مامان آزاده با اخم گفت :
_ بخاطر تهمت هایی که این به دخترم زده میخوای طلاقش بدی هان ؟
با شنیدن این حرفش نفس عمیقی کشیدم و با صدایی که بشدت گرفته شده بود گفتم :
_ من به دختر شما هیچ تهمتی نزدم که دارید با این لحن صحبت میکنید
_ کسی تو رو مخاطب قرار نداد .
نیشخندی بهش زدم :
_ آره من و مخاطب قرار ندادید اما اسم من رو بدید اونم بخاطر یه مشت دروغ
اردلان با عصبانیت گفت :
_ من اینجا نیومدم تا به مزخرفات شما گوش بدم ، فقط اومدم بهتون هشدار بدم .
مامان آزاده ابرویی بالا انداخت
_ واسه چی هشدار بدید ؟
_ بخاطر آزاده
اینبار بابای آزاده گفت :
_ کسی که شاکی هست ما هستیم چون این دختر بهش تهمت زده تو هم حرفاش رو …
_ بسه !
با شنیدن صدای فریاد اردلان ساکت شدند ، اردلان با خشم ادامه داد :
_ این مسئله هیچ ربطی به طهورا نداره ، دختر شما من و گول زد گفت بهش ### کردم و حامله هست منم باور کردم رفت یه آزمایش الکی اورد وقتی بردمش بیمارستان واسه تست خودش با کلی پول جواب رو عوض کرد حالا دستش رو شده منم میخوام طلاقش بدم چون با هیچ زن ### ای نمیتونم زندگی کنم .
باباش شکه گفت :
_ داری دروغ میگی !
اردلان نیشخندی بهش زد :
_ هیچ دروغی در کار نیست هر چی تا الان بهت گفته شده همش واقعیت هست .
سرم رو به نشونه تاسف تکون دادم :
_ اردلان توضیح کافیه حرفات رو بگو بریم .
_ من دادخواست طلاق دادم به نفعش هست که خودش عین آدم بیاد جدا بشیم وگرنه بدبختش میکنم کاری میکنم بخاطر این دروغش و نقشه هایی که کشیده چند سال بیفته زندان آب خنک بخوره .
بعدش دست من رو داخل دستش گرفت و گفت :
_ بریم

?????

نوشته رمان رییس کارمند پارت 29 اولین بار در شصت تیپ مرجع کامل رمان آنلاین. پدیدار شد.

مشاهده کامل مطلب از اینجا

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا