آخرین مطالبلیست کامل رمان ها

رمان ارباب خدمتکار

رمان ارباب خدمتکار

قسمتی از رمان:

مامان با شنیدن این حرف من ترسیده بهم خیره شد و
گفت:
_آروم باش پسرم برای چی داری خودت رو اذیت میکنی
آخه میدونی اون زن خیلی خطرناک تو …
عصبی فریاد کشیدم:
_میکشمش مامان اون حق نداره پاش رو اینجا بزاره
میفهمی یه بالیی سرش درمیارم هیچوقت فراموش نکنه

اون هنوز من رو نشناخته من نوه ی خودش هستم کاری
که باهام انجام داد صد برابر بدترش رو سرش درمیارم
مامان ترسیده با صورت رنگ پریده بهم خیره شد که با
خشم از کنارش رد شدم به سمت اسطبل اسب ها رفتم و
یکی رو برداشتم سوارش شدم و از عمارت خارج شدم
به سمت جنگل رفتم االن تنها چیزی که باعث میشد من
آروم بشم تنهایی بود و بس نفسم رو پر حرص بیرون
فرستادم
با دیدن کسی که داخل جنگل کنار رودخونه نشسته بود
ابرویی باال انداختم از اسب پایین اومدم اخمام رو توهم
کشیدم
_هی تو!
با شنیدن صدام ایستاد به سمتم برگشت که با دیدنش
تموم عصبانیتم پر کشید مهناز بود اون اینجا چیکار
میکرد آخه ابرویی باال انداختم و خیره به چشمهاش شدم
و گفتم:

_تو اینجا چیکار میکنی !؟
با شنیدن این حرف من مثل همیشه سر به زیر شد
_ببخشید ارباب
به سمتش رفتم و گفتم
_نگفتی برای چی اومده بودی اینجا !؟
_من ….
با دیدن صورتش که قرمز شده بود و جای سیلی روی
گونه اش بود اخمام بشدت توهم رفت
_کی دست روت بلند کرده
همچنان ساکت بود که فریاد کشیدم
_باتوام
با شنیدن این حرف من با ترس بهم خیره شد و گفت:
_بابام
_برای چی اینجوری کتک زده هان !؟

با شنیدن این حرف من اشکاش روی صورتش جاری
شدند
_برام خواستگار اومده

دانلود پارت1

دانلود پارت2

دانلود پارت3

دانلود پارت4

دانلود پارت5

دانلود پارت6

دانلود پارت7

دانلود پارت8

دانلود پارت9 جدید 1 بهمن

زمان آپدیت رمان های آنلاین سایت هردو ویا نهایتا سه روز یکبار میباشد ,درصورت هرگونه مشکل در روند دانلود پارت هاو یا ….ازطریق دیدگاه اطلاع رسانی نمایید به تمامی نظرات جواب داده میشود با تشکر برترین رمانبرای مشاهده تمامی پارت ها از این رمان به سایت برترین رمان مراجعه کنید

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا